تبليغاتX
شقایق سنگستان
دنیا دو روزه یک روز می یایی و یک روز باید بری پس تا شقایق هست زندگی باید کرد
salam

man iman man pase weblagetoo nemidam mikhai chikar kooni  alakiyam tahdid nakoon hich goohi nisti kachal

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 
salam

man iman man pase weblagetoo nemidam mikhai chikar kooni  alakiyam tahdid nakoon hich goohi nisti kachal

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 
                                                     سلام من یه سیاهکر هستم البته بودم

                                               اینم آخرین وبلاگی بود که هک کردم با اجازه شما 

                                 راستی خواستی با من در ارتباط باشی من بعد به شما یه ایدی می دم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 

فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد        مولاي زمان مهتر صاحب دل امجد 

 آن سيد مسعود خداوند مويد            پيغمبر محمود ابوالقاسم احمد

 وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد         اين بس كه خدا گويد ما كان محمد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 

 این متن رو تقدیم می کنم به عزیزترین وجودم مینا جون که بخونه و بدونه که چه قدر دوستش دارم و می خوام که همه عالم و آدم بدونن که امین برای میناش می میره 

 لخته گوشتی را که نمی دانیم چیست و نمی توانیم درست تشریحش کنیم دلش نام گذارده ایم! آن را جائی پـاک و مسکن پـرستش خـدا و محبوب و صـندوقچه اسـرارش می نامیم.

اگر نقاش توانگر و استادی منظرهء بدیعی از این تشبیه ما تهیه کرده و آنرا از نو الهی روشن سازد و چنان مجذوبیتی بدو بخشد که بی اختیار در برابرش زانو زنیم باز به آن درجه و مقام دل یعنی آنجائیکه رحمت خداوندی و عشق ابدی در آنجا به امانت گذاشته شده است نخواهد رسید.

این دل کوچک هدف هزاران درد، امید، عاطفه، فراق، یاس، پرستش و صدها رموز طبیعت است.

چگونه است که با آن همه ظرفیت متلاشی نمی شود تا بشر را از احساس رنج و مشقت، سرور و مسرت، راحتش کند.

اما خدای یکتا قطرهء سوزان و درخشنده تر از ستاره ای در آنجا به امانت نهاده تا در موقع غم و شادی از آسمان دل به صورت بارانی شفاف ولی پرحرارت و سوزان، لرزان بر گونه ها بچکد و اندکی از آلام درونی را با خود بدانجائیکه اسرار و مکنونات بشر به امانت نهاده می شود حمل نماید.

این قطره ها نگهبان اسرار و مکنونات دل هستند در دل شفاف و لرزان آنها حکایتها و شکایتهای بیشمار ((دل)) خفته است.

موقعیکه عاشقی از محبوبه خـود جفائی دیده و یا به فـراق او دچار شده و گـریـه می کند زمانیکه جوان شوریده حال عاشقی به معشوقش مـی اندیشد و در غیاب او اشک می ریزد و ناله اش به ثریا میرود ...

وقتیکه یتیم بینوا از شدت سرما با مشاهده دختران و پسران عزیز کردهء زمان دلش نزدیک است متلاشی شود و گریه می کند.

... زمانیکه من با حال زار، گـونـه در گونه گلهای سرخ فرو می برم تا شاید زردی چهره ام در نزد محبوب سبزه روی سیاه چشمم آشکار نشود اشک می ریزم ...

من این قطرات را جمع آوری کرده و اسرار دلهای بیشماری را کشف می کنم.

من از دانه های درخشنده و شور اشک دلم که از آسمان آن بر گونه ام می چکد اسرارها و حکایتها بیاد دارم که یگانه مونس و همدم شبهای پر درد و اندوه و عشق و امید انتظار وصـال مـن بـوده اند ایـن قطرات که در قبال بـی اعتنائی، تمسخر و فـرامـوشـی بی عاطفه ترین دلربایان عالم افشانده شده است در نـزد من بسی عزیز است و من به آنها احترام می گذارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 

تو را سوگند به اين دنيا و هستي

تو را سوگند به مينا و به مستي

تو را سوگند به عرياني طاهر

تو را سوگند به زيبايي ظاهر

تو را سوگند به اشك و گريه يخ

تو را سوگند به اين دنياي مسلخ

تو را سوگند به تنهايي فرهاد

به شيرين كز فراقش گريه سر داد

تو را سوگند به ويراني مجنون

به ليلي صبور و ديده پرخون

تو را سوگند به قلب چاك چاكم

بتم اما ببين بر روي خاكم

غرورم را شكستم من برايت

بيا كه مي كنم هر دم صدايت

صدايم را تو بشنو راحت جان

از اين بشكسته هرگز رو مگردان

اي مقدس منو درياب

تو قشنگترين صدايي مینا جونم

 

هميشه با تو(مینا جونم)

 

 

تنهاترين رهگذر عشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 
مرا در تن بود تا جان علي گويم علي جويم
 
بجنبد تا رگم در جان علي گويم علي جويم

ز پيدا و ز پنهانم همين يك حرف را دانم
 
كه در پيدا و در پنهان علي گويم علي جويم

اگر اهل خراباتم وگر شيخ مناجاتم
 
به هر آئين ، به هر دستان علي گويم علي جويم

علي دين است و ايمانم ،علي درد است و درمانم
 
چه با درد و چه با درمان علي گويم علي جويم

علي حلال مشكل ها ،علي آرامش دلها
 
كند تا مشكلم آسان علي گويم علي جويم

اگر در خانقه افتم وگر در ميكده خفتم
 
به هر معموره و ويران علي گويم علي جويم

ز مهر او سرشت من ، جمال او بهشت من
 
هم اندر روضه ي رضوان علي گويم علي جويم

علي باب الله عرفان ،علي سرالله سبحان
 
به نور دانش و عرفان علي گويم علي جويم

اگر درويش و مسكينم وگر ديندار و بي دينم
 
چه با كفر و چه با ايمان علي گويم علي جويم

اگر تسبيح مي گويم وگر زنار مي جويم
 
به هر اسم و به هر عنوان علي گويم علي جويم

ز سوره سوره ي قرآن ، ز ياسين و ز الرحمان
 
به هر آيه ز هر تبيان علي گويم علي جويم

اگر از وصل خوشحالم وگر از هجر نالانم
 
چه با وصل و چه با هجران علي گويم علي جويم

به محشر چون برآرم سر ، به نزد خالق اكبر
 به گاه پرسش و ميزان علي گويم علي جويم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط مینا و امین  | 
راه عشق سخت است و دشوار
هنگامی که عشق تو را به اشارتی فرا می خواند
رهرو عشق باش
عاشق شو
تیغ های نهفته عشق تو را خسته می کند
نوای عشق چنان تند باد شمال در باغ
رویاهای تو را اشفته می کند
اما عاشق شو.
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مینا و امین  | 
سلام سلامی به گرمی و لطافت بهار

دوستان خوب ما آمدیم اما این بار با  

از امروز نوشتن وبلاگ رو شروع می کنیم و سعی می کنیم که با زیباتر کردن بلاگ خاطره ای خوش به جا بزاریم

فقط دوستان خوبمون لطفاْ نظر یادتون نره و ما را در هر چه بهتر کردن بلاگ یاری کنید .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط مینا و امین  |